فاصله است! فاصله ایست فرسنگ ها به وسعت تمام سرابهای زندگی ام کتاب آغوشت چه شبیه است سکوت شب و تنهایی من!! هر دو پر از ناگفته هاست تاریکی نا معلوم طوفان زیر خاکستر اما ناتوان در ابراز آن... آری هر دو سالهاست این چنینیم!!! چرا فک میکردم که تو منی و من تو؟؟؟ من من دیگری شده ام یا هیچگاه این من در تو نبوده؟؟ عشقت مثل نگاهت تحلیل رفته انگار چیزی ازش نمانده!! یا شایدم از اول نبوده و همه خیال من بوده!!!! خنده هایت چشمانت و از همه بدتر نگاهت برایم بسیار آشناست.... کم کمی حالم را خوب میکنند!! گرچه هیچکدام هیچگاه زلال نبودند یا بهتر بگویم زلال بودنشان برای من نبوده!!! چه ساده بودن بد است بد تر از آن این سکوت سنگین نیازمند... این حالم را دوست دارم طعنه میزند به جوانیم!!! وقتی چیزی از دنیایم نمانده این سکوت همنشین نگاه سردم بوده و هست... با هم دنیایی دارند!!!! بی انصافی نکن دنیایم را که بردی حداقل خودم را بهم برگردان..... || اهورا || مبهمم سرگردان تر از هر زمانی دلم گرد گیری لازم دارد یک وجب خاک گرفته طفلک اما توانی نیست برای خانه تکانی دل یا خودم نمیخواهم گردی برداشته شود؟؟؟ نمیدانم این روزها خیلی نمیدانم جوابم شده واقعا نمیدانم چرا نمیدانم دلم بهار زندگیش را کم دارد معلوم نیست در کدام جاده دلتنگی حیرانم دلتنگ خود هستم یا بهارم؟؟؟ دیر زمانیست خود را ندارم... تنها سرمایه ام شده این قلم به کجا پناه ببرم از این دلتنگی؟ این قلم هم که از تو مینویسد!! بی انصافی نکن قلمم هم که از تو مینویسد حداقل خودم را بهم برگردان.... || اهورا || با نگاهم دنیا دنیا حرف دارم ولی چه سود که فقط نگاه است و در پسش دنیایی سکوت آره فریادم بی صداست غم ندارم اما دوست دارم از تمامه آن چیزی که سر دلم نشسته بنویسم راستش را بخواهی این روزها حال و حوصله ی نوشتن را هم ندارم باور نداری؟؟؟ این روزها غم بار عشقت را تنهایی بر دوش میکشم تنهایی راحت تر هستم تا اینکه باشی و نباشی!!! عادت کرده بودم به بودنم و نبودنم در تو... لمس نگاهت را این روزها کم دارم راستش را بخواهی این روزها چند سالی شده!! وقتی بودی من ۳ نفر را داشتم یکی تو،یکی خودم و یکی بهترین دوست زندگیم. الان با نبودنت هیچکدام نیستیم انگار. بی انصافی نکن او را که بردی!!! حداقل خودم را بهم برگردان.... || اهورا || پ.ن: چند مطلبي در حال نوشتن دارم خوشحال ميشم دنبال کنین. تقریبا همه بهم مربوط میشن. مجموعه ی کوچکی از دل نوشته هام هستن. اگه دوست داشتین برام نظر بزارین تا بقیه ش رو هم پست کنم. گفت در باران ميروم... این مطلب از دوست گرامی الی خانوم میباشد. نگاه کردم به ردپایت بر جاده ی قلبم چه فاصله بین قدم برداشتن هایت زیاد است... نزدیکی های رسیدن ردپایت را گم کردم من دیگر نمی بینم یا تویی که ایستاده ای و حرکت نمی کنی؟؟؟ در خلوت شب هایم در سکوت همیشگی اتاقم از خنجر این سکوت و سیب دلم … نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه می لغزد ولی هیچ کس نمی داند که زیر این نگاه ساکت و آرام غمی بی انتها پنهان است هیچ کس نمی فهمد عمق این غم را تمام همدم لحظه های من همین کاغذ و خودکار مشکی است که حرفهایم را درون خود پنهان می کنند وای! اگر کاغذ نباشد چه کنم؟ اگر روزی قلم ها ز رنگ باز مانند، اگر کاغذ ها را باد این سو و آن سو برد، آنگاه من چه کنم؟! خدایا! کاغذها را از من نگیر... هم دیدنی بودی هم خواستنی بودی هم چیدنی بودی هم باغچمون گل داشت زنجیر می خواستم دستاتو بخشیدی از من تا اون دستات هر دره ای پل داشت پل بود اما ریخت.....گل بود اما مُرد عمر منم قده.....عشقت تحمل داشت هر روز پاییزه هر هفته پاییزه هر ماه پاییزه هر سال پاییزه دلخونم از چشمات ماه پس ِ ابرم من کاسه ی صبرم....این کاسه لبریزه آروم نمی گیرم....از دست زنجیرم بی عشق می میرم....من روز دیدارم از دوستی پر من....از دوست دلخور من آجر به آجر من ، من پشت دیوارم لعنت به این دیدار لعنت به این دیوار لعنت به این آوار من زیر آوارم هر روز پاییزه هر هفته پاییزه هر ماه پاییزه هر سال پاییزه دلخونم از چشمات ماه پس ِ ابرم من کاسه ی صبرم....این کاسه لبریزه ::اهورا نوشت:: لطفا خواننده مورد علاقه ی خودتون رو حمایت کنید. ابن حمایت رو با خرید آلبوم اصلی انجام بدین. بزارید این فرهنگ نهادینه بشه در بین ما ایرانی ها. اول هم از خودمون شروع کنیم. آلزایمر گرفته ام و هر چه فکر میکنم یادم نمی آید اول تو رفتی یا من جمعه بود یا شنبه یا روزی گنگ و مه آلود که تصویرت در رویایی محو گم شد بعد با خود فکر میکنم شاید تمام تو در ذهنم خیالی بودی بارور شده در شبی مهتابی که طرحت افتاده بر پرده حریر اتاقم اما نمیدانم با این عطر تنت که پیچیده در لحظه هایم چه کنم ؟ آه لعنت به تو ای آلزایمر لعنتی. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ این روزها همه میان یه چیزی رو بهم تبریک میگن اما من گیج و مبهوتم رو لبام خنده ای غمگین میارم جواب تبریکشون رو میدم خیلی عجیبه اونا دارن اومدن بهار رو بهم تبریک میگن میگن نوروز اومده رو بوسی میکنن و میگن حلال کن ما رو چه عجب مگه بهار اومده؟؟ واقعا مگه نوروز نزدیکه؟؟!! نه نیست بهار من و اومدن نوروز زمانی ممکنه که ای احساسم ای نازنینم ای ......م تو برگردی کنارم نازنینم از هر وقت دیگری به آمدنت محتاجم || اهورا || چند تا سوال : چرا نوشته هامو دنبال میکنین؟ فکر میکنین اصلی ترین خصوصیت من چیه؟ تو ذهنتون منو چه شکلی میبینین؟ تونستم احساسم رو در نوشته هام بیارم؟؟ و در آخر نظرتون درباره خودم و وبم بگین... البته تا جایی که میدونید و میشناسین منو جواب بدین. برام مهمه جوابا.دوست دارم صادقانه باشه. دوستان عزیز اغراق ممنوع چه آن روزها که از تَوَهم ِ بودنت و از شوق سرابی که در آن مرا شاعر خود می خواندی، روی صفحه های سفید قلم می رقصاندم. و چه این روزها که از دلتنگی و بی قراری؛ ظالمانه، بر تن بی نفس دفترم زخم می زنم تو را همیشه، سرسختانه در آغوش لحظه هایم می فشردم... اما انگار هنوز تو با چشم باز هم ندیده ای آنچه را که من با چشم بسته سرودم! شاعری به درد این روزها میخورد با این همه فاصله تو را هر شب در آغوشم حس کنم....
فاصله ای میان اندیشه هایم
اعتقاداتم و باورهایم و دنیای اطراف
میان افکارم..تخیلاتم..و ارزشهای درونی ام
فاصله ای تا بی نهایت نقطه زندگی ام
فاصله ایست به اندازه تعداد نگاهها
و آه ها و حسرتهای لبریز شده ام
به اندازه تمام اشکها و لبخند هایم
فاصله ایست میان من و تمام انسان های دور و برم!
من در این دنیا بیگانه ام
و در انزوای خویش در اندیشه بهشتی گمشده ام ![]()
سوره ی لب هایت
آیه ی بوسه هایت
آنچنان پای بندم به این کیش
که هزار شیطان نمی توانند
لحظه ای
ذره ای
ایمانم را سست کنند . . .
![]()

![]()

![]()
![]()

![]()
و من ميترسيدم از گم كردنش!
راه افتادم
با يك چتر..
روی جای پاهايش!
تا گم نشود ردش ميان هجوم تلاطم آسمان...
من هم رفتم...
گم شدم!
و ديگر راه برگشتی نبود..
چون چتر را با خود برده بودم!
رد پای هر دويمان گم شد!!!![]()
یاد بودن هایت را لای نبودن هایت می گذارم!!!
تا مرهمی باشد برای زخم عمیقم
تنهایی که برایم تکراری شده است...![]()
لک زده است
برای عطر دستانت !
گمم نکن !!
قول ..
که گوشه ی حافظه ات ..
آرام بنشینم !
بگذار بمانم !..
آرام گوشه حافظه ات فقط !!!![]()
![]()

![]()
![]()
چند وقته منو میشناسین؟
دوستای خوبم جواب بدین لطفا" ...![]()

![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


